به گزارش تحریریه، روزنامه الکترونیکی «رایالیوم» در گزارشی به قلم «نجاح محمدعلی» تحلیلگر عراقی، نوشت: جنگ علیه ایران از سوی آمریکا، مانند دیگر تصمیمها که پس از فشارها گرفته میشود، در نتیجه فشار آغاز شد، اما اکنون کسی نمیتواند بهراحتی به جنگ پایان دهد.
«دونالد ترامپ» که با تکرار وعدههای پایان دادن به جنگها به کاخ سفید وارد شده بود، ناگهان به جنگی در ایران وارد شد که نقشه راه آشکاری برای پایان دادن به آن ندارد. تصمیم ورود به جنگ علیه ایران با محاسبات راهبردی و آرامش گرفته نشد، بلکه پروندههایی مانند «اپستین» هم در این تصمیم سیاسی نقش داشت.
اسناد نظامی که فاش شده نشان میدهد که اعتراضها به آغاز جنگ در پنتاگون زیاد بود. فرماندهان ارشد نظامیان بهطور رسمی اعتراض خود را با ادامه جنگ اعلام کردهاند. فرمانده عملیات در اروپا، فرمانده عملیات در جنوب، فرمانده عملیات در اقیانوس هند و آرام و رئیس نیروی دریایی، همگی ملاحظات خود را درباره جنگ خاورمیانه اعلام کردهاند. بسیاری از آنها گفتهاند نیروی دریایی نمیتواند از جنگ حمایت کند. برخی دیگر هم با حضور یگانهای خود موافقت کردند، اما اعلام کردهاند این موضوع خطرات بسیاری به همراه خواهد داشت.
در عرصه میدان، اوضاع آشکارتر است. نیروی دریایی آمریکا حدود ۲۰ کشتی و ۲۰ هزار نیرو و پیادهنظام در منطقه برای محاصره بنادر ایران دارد. مشکل آمریکا تنها در کاهش ذخایر موشکی و حملههای ایران نیست، بلکه مشکل آمریکا در باقی گذاشتن این نیروها بدون شبکه کمکرسانی نزدیک و امن است. پایگاه لجستیک آمریکا در بحرین در روز نخست جنگ ویران شد و در ۲۹ فوریه شریان حیاتی این پایگاه قطع شد. این پایگاه مرکز نزدیکی برای سوختگیری، تهیه غذا و لوازم یدکی بود.
دیگر بنادر کشورهای منطقه میتوانند از ناوها و کشتیهای امدادی آمریکا استقبال کنند، اما این بنادر هم در تیررس موشکها و پهپادهای ایرانی هستند. از این رو، آمریکاییها مجبور شدهاند به «دیه گو گارسیا» در فاصله حدود ۲ هزار و ۲۰۰ کیلومتری یا به مناطقی در سنگاپور پناه ببرند.
عملیات پنهان شدن در دریا به یک روتین ۵ یا ۶ روزه تبدیل شده است. دو ناو آمریکا به مدت چند ساعت و در فاصله نزدیک به هم میروند که این خودش یک نقطهضعف است. ناو «آبراهام لینکلن» حدود ۹ ماه بود که نتوانست بهطور منظم به بنادر وارد شود، در حالی که این ناو در شرایط طبیعی هر ماه یک بار برای استراحت نیروها باید به بنادر وارد شود.
نیروی دریایی هر هفته به صدها هزار وعده غذایی و میلیونها گالن سوخت نیاز دارد. جنگندهها و هلیکوپترها مقدار زیادی انرژی نیاز دارند. ایران این ناوها را از میدان جنگ بیرون نکرد، اما هزینه حضور آنها را بسیار بالا برده است. خطوط کمکرسانی به آنها طولانی شده است. آمریکاییها مجبور شدهاند به زنجیرهای شکننده تکیه کنند. اتمام سوخت و غذا بهتنهایی بحران نیست، بلکه شکننده بودن اوضاع بحران سختتری است.
در شرایطی که آمریکا اعلام میکند که پایگاههای موشکی ایران را هدف قرار داده، تصاویر و روایتهای میدان جنگ بیانگر چیز دیگری است. آنها میگویند که پایگاه موشکی را هدف قرار گرفتهاند، اما در بیشتر موارد باشگاه ورزشی، مدارس، بیمارستان و جشن عروسی را هدف می گیرند و دهها تن را به شهادت میرسانند. آمریکاییها از دقت حملههای خود میگویند، اما خونهایی که ریخته میشود گویای چیز دیگری است. مردم ایران این مثال قدیمی را تکرار میکنند که هر کسی برای برادر خود چاه بکند، خودش در آن میافتد و آتشی که در خانه همسایه برافروخته شود، به خانه خودت هم خواهد رسید.
نجاح محمد علی نوشت: فشار سیاسی داخلی در آمریکا از فشار نظامی کمتر نیست. معاونان ترامپ از وی میخواهند تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای در سوم نوامبر، جنگ را در سطح پایین و کنترلشده نگه دارد.
تقویم انتخاباتی یک عامل تأثیرگذار مستقیم در پرونده جنگ است. مسئولان کاخ سفید میگویند برگزاری انتخابات اولویت دارد و جدول زمانی تغییر کرده است. معاون رئیسجمهوری و وزیر امور خارجه آمریکا تلاشها برای باقی ماندن تنش در سطح پایین را تا زمان برگزاری انتخابات تأیید میکنند. دولت آمریکا اکنون نمیخواهد حمله هوایی گسترده را از سر گیرد، بلکه بر محاصره و تحریمهای اقتصادی و اقدام نظامی کمدامنه تکیه کرده است.
پس از انتخابات، محاسبات تغییر خواهد کرد، اما محدودیتهای لجستیکی و نظامی از بین نخواهد رفت. همپیمانان ایران هم تنها نظارهگر اوضاع نیستند. انصارالله یمن، حزبالله یمن، گروههای مقاومت عراق و فلسطین بخشی از شبکه گستردهتری هستند که این نبرد را ادامه نبردهای گذشته میدانند.
رژیم صهیونیستی که در کنار آمریکا در این جنگ حضور دارد، خودش را در برابر محاسبات پیچیدهای میبیند. جنگی که با هدف تضعیف ایران آغاز شده، به آزمون قدرت آمریکا برای ادامه جنگ تبدیل شده است. تا کنون آمریکا به اهداف خود نرسیده است. ایران از هم نپاشیده است و امتیازهایی که آمریکا خواهان آن بود، نداده است. نیروی دریایی آمریکا با دشواریهای لجستیکی واقعی روبهرو است. فرماندهان نظامی اعتراضهای خود را اعلام میکنند. تقویم انتخاباتی هم آثار خود را دارد.
حملههایی که گفته میشود دقیق است، در بیشتر موارد غیرنظامیان را در ورزشگاهها، مدارس، بیمارستانها و مراسم عروسی هدف قرار داده است و این نشانه پیروزی نیست.
ترامپ که میخواست از خود بهعنوان مردی که به جنگها پایان خواهد داد به نمایش گذارد، اکنون دیگر کلیدی برای پایان دادن به جنگ در دست ندارد و آبی که هدر رفته است را نمیتواند به جوی برگرداند.
ترامپ نمی تواند جنگی را که بدون تصمیمگیری درست آغاز کرد، بهآسانی پایان دهد. اکنون همگان تاوان این جنگ را پس میدهند.
پایان/













نظر شما